ویلم دافو در نقش شعر فراموش شده/ “شهرت اواخر” در ونیز درخشید

برای کنت جونز و سامی بری ، تقریباً همه چیز در مورد ساخت درام جدید خود ، “اواخر شهرت” که در جشنواره فیلم ونیز به نمایش در می آید ، یک تصادف سرنوشت ساز بود.
این دو قبل از صحبت در مورد فیلم هرگز خود را ندیده بودند. “اواخر شهرت” ، اقتباسی از رمان مختصر آرتور شنیتزلر درباره یک کارمند دولتی که ناگهان به خاطر اشعار گذشته خود توسط گروهی از نویسندگان جوان مورد ستایش قرار می گیرد. اما نام جونز در ابتدا به ذهن متبادر شد. او با عقاید زیادی در مورد مستندات جونز و اولین فیلم داستانی سال ، دایان ، بهترین فرد را برای کارگردانی احساس کرد.
برچ در گفتگو با Variety گفت: “من به یاد دارم که فکر کردم این پروژه برای کنت جونز واقعاً عالی است.” من هنوز آن یادداشت را در تلفن خود دارم. “این همچنان به جونز با” جنبه انسانی “اشاره دارد. “این دو براون در نیویورک خوردند و” یک ارتباط فوری و فوری “را احساس کردند.
امروز اقتباسی از “شهرت اواخر” وین 19 به نیویورک امروز و شخصیت ها را مدرن کرد. از جمله شاعر بازنشسته اد ساکسبرگر ، بازیگر مرموز و باشکوه گلوریا (با بازی گرتا لی) و گروهی از هنرمندان مجرد و جاه طلب که ساکبرگ را به عنوان قهرمان جدید خود پرورش می دهند. این گروه به سرپرستی مایرز (با بازی ادموند دانوان) ، که یک خانواده ثروتمند است. در همین حال ، نیویورک سیتی به عنوان یک شخصیت است ، زیرا این گروه سعی می کند صحنه هنری وست ویلیگ را در دهه 1980 زنده کند.
اگرچه جونز معمولاً با اسکریپت های خودش کار می کند ، اما به محض خواندن اقتباس ، او همراه بود. در واقع ، او بخشی از خودش را دید. خود جونز اسطوره ای در سینمای نیویورک است. او پیش از این در فیلم جدیدی در منهتن کار می کرد ، سپس نوشتن را آغاز کرد و سپس با مارتین اسکورسیزی در چندین مستند همکاری کرد و سرپرستی جشنواره فیلم نیویورک بین دو تا سه سال داشت.
جونز در گفتگو با تنوع در مورد اولین روزهای حضورش در نیویورک گفت: “من در سینما و دنیای فیلم های آوانت -گارد بسیار درگیر بودم.” این دنیایی بود که وجود داشت و سپس ناپدید شد ، بنابراین می خواستم آن را منعکس کنم. “و در دنیای فیلمسازان افراطی ، هیچ چیز خوشایندتر از کشف یک معلم فراموش شده نیست.”
دافو همچنین در دهه 1980 تئاتر تجربی نیویورک را ترک کرد و در بنیاد گروه وستر شرکت کرد. اگرچه او و جونز قبلاً دیده بودند ، سال گذشته تصادف در هواپیما گفتگوی جدی آغاز شد.
جونز به یاد می آورد: “من سوار هواپیما شدم و دیدم چه کسی در کنار شما نشسته است.” ویلم ما مهمتر از همه ، به جز “شهرت دیر” صحبت می کنیم. بعداً ، هنگامی که فیلمنامه فرستاده شد ، متوجه شد که وقتی ما در هواپیما صحبت می کنیم ، او یک نسخه از رمان کوتاه را در کیف خود داشت و آن را خواند. واقعاً تعجب آور بود “
کار دافو در نقش ساکسبرگر ظریف اما قدرتمند است. مخاطب شاهد تغییر یک کارمند ساده اداره پست در برابر وسوسه شهرت ادبی است. برچ گفت: “این مانند برق است.” “آنچه به این شخصیت کمک می کند حساسیت و آسیب پذیری عمیق است.”
همچنین در کنار او ، شخصیت جلال ؛ زن الهام بخش این گروه که از توجه برخوردار است ، اما واقعیت زندگی و حرفه خود را پنهان می کند. اگرچه ساندرا هالر در ابتدا برای این نقش انتخاب شد ، اما به دلیل تداخل برنامه نتوانست در آن شرکت کند. اما انتخاب گرتا لی نامناسب شد.
“وقتی وارد گرتا شدیم ، به خودم گفتم ، چرا شش ماه پیش در مورد این بحث نمی کنیم؟” جونز گفت. اگر با گرتا لی آشنا شدم … و بعد دعا کردم که بپذیرم. جالب اینجاست که او بلافاصله پذیرفت. “
جونز گفت: “هر مؤلفه بازی خود با ارزش است.” او کار بسیار دشواری انجام داد. زیرا تجلی باشکوه این نقش متعلق به شخصیت است ، نه بازیگر. این تمایز بسیار مهم بود. “
این فیلم با صحنه ای به پایان می رسد که در آن گروه از هنرمندان یک برنامه را جشن می گیرند و ساکسبرگر بعد از دهه ها یکی از اشعار خود را خوانده است. جونز و براک بارها و بارها درباره منبع شعر بحث کرده اند و حتی کارگردان فکر کرده است که آن را به یکی از دوستان شاعر خود اختصاص دهد. اما در پایان ، راه حل در چشمان او بود.
برچ گفت: “اوه ، من آن را نوشتم ، امروز شعری نوشتم.” و آن شعر واقعاً تعجب آور بود. از او پرسیدم ، این را از کجا آورده ای؟ شعر چیست؟ و او گفت: “من امروز آن را نوشتم.” “چیزی وجود داشت که بسیار تأثیرگذار و در عین حال بسیار قابل انتقال بود.”
“شهرت اواخر” برای اولین بار در افق جشنواره فیلم ونیز نمایش داده می شود. این تجربه برای اولین حضور لیدو و برای جونز دوباره بعد از 5 سال است. جونز می گوید که مخاطب لزوماً پیام خاصی از این فیلم ندارد ، اما او امیدوار است که زاویه خود را دوباره تعریف کند.
“این ماهیت هنر است” ؛ این ارزش عملی آن نیست ، بلکه گسترش بینایی است که می تواند حاصل شود. “
جونز همچنین فاش کرد که دو داستان دیگر وجود دارد که “100 ٪ آماده تولید” هستند. یکی دوباره در نیویورک و دیگری در برکشایر است. او و برچ ابراز امیدواری کردند که آنها با هم کار کنند.
جونز برچ ستایش کرد: “او واقعاً بهترین بود.” خدای من بسیار سرگرم کننده است. هر وقت پیامی دریافت می کنم ، واقعاً باعث خنده من می شود. “
مترجم: ریهان اسکانداری
منبع: تنوع
59244