نگاه کنید به | دلیل عدم وجود زندگی 6 ساله چیست؟

Omid Zendagani ، تئاتر ، بازیگر فیلم ، فیلم و تلویزیون در تئاتر ، با یکی از بهترین ها در میدان تئاتر با یکی از بهترین های این زمینه. هادی مرزبان شروع شد. بعداً ، هنگامی که وارد تلویزیون شد ، کارگردانان به دوربین نزدیک شدند. آنهایی که هرکدام در سریال سازی برای خودشان وزن داشتند. این روند صعودی ، اما در جایی متوقف شد. در حالی که بیشتر بازیگران آن سریال ها در خانه وارد شبکه فیلم یا سینما شدند.
وی به بهانه بازی در “کافه Makdam” با آرمان شهبازی در پاسخ به این واقعیت وارد آژانس خبری شد “آیا این غیر ارادی بود یا خود تحمیل شده؟ آیا انتخاب یا اجبار شما بود؟” پس بگو
“پاسخ به سؤال شما چیزی است که تأثیر بسیار خوبی در سرنوشت من دارد. من به یاد می آورم که آنها بلافاصله پس از سریال” بازگشت به خانه “، که از کانال DOS پخش شد ، بلافاصله به من پیشنهاد دادند. به زبان بدن
Zendagani گفت: “آنچه در زیر 5 ٪ از بازیگران اتفاق افتاده است.” چه کاری انجام دهید یا نه و به عنوان یک نظر اداری یا ناخواسته عمل کنید. اینجاست که رنگ ممنوع را می بینید. پس از آن پیشنهادات مکرر ، اتفاقی برای من افتاد و حاشیه هایی را ایجاد کرد که باعث می شود بیشترین حضور را ترجیح دهم. اینگونه بود که من در خانه بودم. قرار بود خانه من دو سال طول بکشد ، اما بعد از آن کمتر و یک سال شد. از آنچه به مدت سه سال آگاه نبود. یعنی من می توانم در جایی کار کنم ، اما نمی دانستم می توانم. در طول سال بود که آنها با مرکز هنرهای منظره تماس گرفتند و از من دعوت کردند تا در تئاتر بازی کنم. هرچه گفتم ، مجاز به گفتن سخنان خودت نیستم. “سرانجام ، آنها نامه ای را با مهر و امضای وزارت فرهنگ اسلامی برای من ارسال کردند که نشان می داد که می توانم یک سال پیش کار کنم ، اما هیچ خبری نداشتم.”
او در پاسخ است که “دلیل ممنوعیت شما چیست؟” وی گفت: “بیایید حاشیه را بگوییم ، من نمی دانم. بیایید بگوییم ، من نمی دانم. یک اشتباه شخصی را نمی دانم ، من نمی دانم. به هر حال ، تصمیم گرفته شد که ممنوع است. این ممنوعیت ، اگرچه دو سال بود ، تقریباً چهار سال طول کشید. چهار سال ، چهار سال مستقیم و غیرمستقیم. زیرا من فقط مجبور شدم افرادی را که فراموش کرده اند را فراموش کنم.
و معلوم شد که با توجه به زندگی این ، وی در کل 5 سال طول کشید. سه سال می توانست دوران طلایی برای او باشد.
متن کامل این مکالمه در اینجا بخوانید
۵۹۲۴۲