نقد فصل اول سریال «بامداد خمار» با بازی نوید پورفرچ و ترلان پروانه

فرارو- اخیرا فصل اول سریال «بامداد خمار» به پایان رسید، اثری اقتباسی که در میان دنیای زنانه قاجاری و روایتی کند سرگردان مانده است. 

به گزارش فرارو، در فصل اول مخاطب با محبوبه و جهانش، کاراکترها و شکل گیری عشق ممنوعه همراه می‌شود. ماجرا از ورود رحیم به قصه، عشق محبوبه به او، خواستگاری اصلان و عموزاده‌ای از فرنگ برگشته به نام منصور آغاز و در پایان فرار محبوبه از عقد می‌رسد. این اتفاقات چارچوب سریال را شکل می‌دهد. اما آنچه مهم است نوع پرداختن نرگس آبیار به این چارچوب است. 

در رمان روایت عملا تک صدایی و درونی است و مخاطب دنیا را از نگاه محبوبه می‌بیند. سریال تلاش می‌کند تا گاهی داستان را از نگاه مردان نیز نشان دهد و خطوط داستانی جدیدی نیز به آن اضافه کند مانند صحنه دوئل با قهوه قجری و نمایش‌های مردانه که در بطن داستان وجود ندارد. در نتیجه روح زنانه کتاب تا حدی مخدوش شده است. بر خلاف کتاب هسته تراژدی درام فقط ناشی از درونیات محبوبه نیست و داستان به ملودرامی از قهرمان و ضد قهرمان تبدیل شده است. شخصیت‌ها به دو دسته خوب و بد تقسیم شده‌اند و مخاطب کمتر شخصیت خاکستری می‌بیند مانند اصلان که در قسمت پایانی به کاراکتری سیاه تبدیل می‌شود. 

سرگردانی میان زیبایی بصری و روایت کند

کتاب ظرفیت خوبی برای ساخت یک سریال دارد اما نه سریالی در چند فصل بلکه فقط یک مینی سریال جذاب برای روایت کافی است. به همین دلیل فصل اول سریال «بامداد خمار» بیشتر صرف تعلیق و تکرار لحظه‌ها شده و عملا پیشرفت روایی کندی دارد. در نتیجه احساس خستگی مخاطب را در پی دارد. مهم‌ترین نقطه عطف رمان که گفتن ماجرای عاشقی محبوبه به پدر است به فصل بعدی موکول شده است. چیزی که درام و کشش داستان را کاهش می‌دهد. 

رمان «بامداد خمار» داستانی زنانه است اما سریال حضور مردان برای جذب مخاطب را پر رنگ کرده، موضوعی که درون مایه داستان را از نمایش قدرت زنان برای تغییر را کاهش می‌دهد. در واقع نرگس آبیار در برخی از سکانس‌ها خیلی خوب قدر نرم زنان در تغییرات دوران قاجار را نشان می‌دهد. در مقابل فرصت‌های بیشتر را برای نمایش همین امتیاز از دست می‌دهد چرا که جذابیت مردها را به تصویر می‌کشد. 

سریال «بامداد خمار» به خوبی تغییرات زمان را به تصویر می‌کشد از پسرعموی فرنگ رفته و معرکه‌گیری مادر رحیم نجار گرفته تا بصیرالملک و خانواده‌اش که میان سنت و مدرنیته گرفتارند. با این حال به جای نمایش عمیق اینکه چرا تفاوت‌ها به ستیز عاطفی منجر می‌شود به نشان دادن سطحی آن‌ها اکتفا و مخاطب را به فکر کردن وادار نمی‌کند. 

مهم‌ترین نقطه قوت سریال را می‌توان طراحی فضا، لباس و صحنه‌پردازی دانست، خانه بصیرالملک به خوبی ساخته شده و زندگی ایرانی زمان قاجار را نشان می‌دهد. شخصیت‌های فرعی از دایه‌ها تا خدمتکاران نیز باعث شدند تا مخاطب با فضای قصه و سبک زندگی مردم در دوران مهمی از تاریخ ایران آشنا شوند.

بازی بازیگران زن به خصوص مرجانه گلچین و بهنوش بختیاری در اغلب اوقات خیلی خوب بودند، مخاطب نیز با نگاه‌ها و ماجراها همراه می‌شد. برعکس در بازی مردان افت وخیز فراوانی دیده می‌شود، نوید پورفرج هنوز فرصت نکرده تا ظرفیت‌های بازیگری خود را نشان دهد. 

سریال «بامداد خمار» اثری مهم است که جهانی زنانه را در دنیای سریال‌های مردانه به تصویر می‌کشد. در عین حال با فاصله گرفتن از ایرادات فنی، قابلیت بازیگران و طراحی بصری فوق‌العاده با کاستی در نوع روایت همراه است، در نهایت سریالی متوسط باقی می‌ماند.

حمیدرضا ریحانی

دیدگاهتان را بنویسید