فارشچیان و شهنومه که یک شخصیت سیاسی را در خارج از کشور فروخته اند

او تنها کسی است که در زمان نقاشی ایرانی در زمان ما است که در طول زندگی توسط وی دریافت شده و بسیاری از جوایز معتبر را دریافت کرده است. در بسیاری از موزه ها و گنجینه های هنری نمونه هایی از آثار آنها وجود دارد.
برخی از این نقاشی ها از داستانهای شهنومی فردووی گرفته شده است. هنگامی که در ارائه کتاب خود ، آرزو می کردم که شهنوه بتواند به طور کامل در آنها به تصویر بکشد تا یادآوری بادوام از این نجیب در این زمینه داشته باشد.
پس از پایان مراسم ، آقای فارشیان به من گفت که این رویا 40 سال پیش با اوج ظرفیت من برآورده شد و توضیح داد که سالها پیش ، یکی از سیاستمداران آماده شده بود ، اما او او را از ایران بیرون آورد و وارث را با قیمت پایین فروخت. من هیچ آگاهی از این موضوع نداشتم و وقتی فهمیدم که به دنبال بازگشت هستم. من حاضر بودم آنچه را که مجبور شدم برگردم ، بدهم. اما تیتر رقم های بالاتری از قدرت من می خواست. اکنون لازم است که سازمان های اجرایی در مورد این گنج ملی فکر کنند که به ایران بیاید و آن را در دسترس همه قرار دهد.
او آقای فارشیان نبود که شهنوه را به تصویر بکشد. طبق نسخه های نفیس و هنری موزه ها ، کتابخانه ها و مجموعه های خصوصی ، هیچ کتابی به اندازه شهنومه ، ظهور انواع هنرهای ایرانی نبوده است و این وضعیت به اندازه خود شهن نام بوده است.
نقاشان و تصویرگران شهنامه تقریباً در تمام دوره ها نمونه ای عالی ایجاد کرده اند. مانند دوره ایلخانید با شهنوام سلطان ابو سعید ، که ایران را از کتابخانه سلطنتی قاجار در زمان لسن الدالله ترک کرد ، و دیگر یک مجموعه اروپایی به نام دیموت و همچنین شهدامه تیمورید یا بییزنقاری را فروخت و فروخت و که این بود که شکایت از این بود. یا همانطور که شهنومه طاهماسبی از دوره صفوی ، که همچنین شاهکار هنر ایران است.
پس از ورود به چاپ سنگی ، چندین اثر نفیس از شهنامه منتشر شد ، مانند بمبئی شاهنام و شهنومه امیرباهدار ، که تصاویر قابل توجهی دارند و متخصصان بارها و بارها آن را کاوش کرده اند. در دوره ما ، ما باید به شاهان زنده عبدالرحیم جعفری ، که در خط جاواد شریفی و مشارکت محمد استئی واقع شده است ، ذکر کنیم. آقای حسین اسلامیان و آقای محمد بحرامی توسط آقای حسین اسلامیان ساخته شده اند. علاوه بر این ، قطعات شهنام با نقاشی های سبک مختلف روی دیوارهای کافه ها ، زرهنه ها ، حمام ها ، خانه ها و ظروف و بشقاب زینتی هستند.
ویراستار شهنومه در زمان خود متحمل شد. حتی جسد بی جان او از شر واعظ شهر و تابارانی تابارانی خلاص نشد. به بهانه ای که این “ستایش غراقی” و “رفیع” است و نباید در گورستان مسلمانان دفن شود. سوال اصلی این است که چرا به مدت هزار سال ، همه ایرانیان و هنرمندان زندگی گران قیمت را در شهنومه به عنوان لوکس از همیشه قرار داده اند؟ در این شعر چه امتیازاتی را دیدید؟ جالب اینجاست که با وجود همه تغییرات و تغییراتی که در این 10 قرن اتفاق افتاده است ، حتی در زمان ما ، ارزش شهنام کاهش نیافته است ، و ده ها ناشران خصوصی علی رغم بسیاری از تنگناهای مالی ، سعی کرده اند شهنومها را برای کودکان و نوجوانان ارائه دهند و از ایرانیان استقبال کرده اند.
بین قبایل و قبایل ، نام شهنومه تکرار می شود ، اما شهنومه و حفظ آن جایگاه ویژه ای دارند. جالب اینجاست که توجه نکردن به سرمایه ایران و زبان فارسی ؛ مهمترین این موارد این بود که در کشور ما ، به درخواست رئیس جمهور تایکو ، فردووی شهنامه بدون خانواده ها توزیع شد ، که بسیار سپاس و قدردانی است. با این حال ، همه ایرانی ها حداقل از ارزشهای معنوی و ملی این سیستم جهانی جهانی آگاه هستند و وظیفه انسانی را برای محافظت از عزت خود می دانند. ما را از شهنام و آقای فردووی مطلع کنید.
* منتشر شده در روزنامه شرقی