شهریار؛ پاشنه آشیل شاعر بزرگ ایران چه بود؟
فرارو- کمتر کسی را میتوان یافت که در طول عمرش با شعری از شهریار دمخور نبوده باشد. اشعار شهریار، ازحیث تاثیری که بر عموم مردم ایران به جا نهادهاند، اشعاری بیمانند به شمار میروند.
به گزارش فرارو، سیدمحمدحسین بهجت تبریزی، ملقب به شهریار، شاعر نامآشنایی است که تاثیر بسیار زیادی بر ادبیات معاصر ایران داشته است. تعداد زیادی از اشعار شهریار، در حافظه جمعی مردم ایران نقش بستهاند.
پاشنه آشیل شاعر بزرگ ایران چه بود؟
شهریار، شاعر تماموکمالی است. در قالبهای مختلف شعر سروده و در هرکدام از این قالبها نیز اشعار درخشانی را خلق کرده است. بااینحال، غزل فارسی مهمترین میدانی است که این شاعر بزرگ، اسب خیالش را در آن به تاختوتاز درآورده است. لحنونوای غزلهای شهریار برای بسیاری از ایرانیان آشناست؛ غزلی سرشار از عاطفه که از صمیمیت کمسابقهای برخوردار است.
کمتر غزلسرایی را در تاریخ معاصر ایران میتوان یافت که اشعارش تا این حد در جان و روان جامعه نفوذ کرده باشند. یکی از مهمترین دلایلی که جامعه ایران تا به این حد به اشعار شهریار اظهارلطف داشته است، صدق عاطفی موجود در اشعار او است. شعر شهریار ازمنظر عاطفه شعری بیمانند است. شعری لطیف و درعینحال ساده که از صافی نگاه انسانی حساس و احساساتی عبور کرده و مسیرش را در جامعه معاصر ایران یافته است.
بااینحال در بسیاری از مواقع، همین عاطفه آسیبهای بسیار جدی و مهمی را به شعر شهریار وارد کرده است. او که به داشتن طبع روان در بین شاعران همعصر خودش مشهور بود، در کنار همه اشعار درجهیکی که سروده، دست به سرایش اشعاری زده است که بهواقع در سطح شاعری چون شهریار نیستند.
بعضی از اشعار شهریار از چنان تراکم عاطفهای برخوردار هستند که دراثر این تراکم عاطفه، ساختمان اصلی شعر آسیب دیده است. همین احساسات، در مواقعی سببساز حواسپرتی او از زبان اشعارش شده و ازاینمنظر آسیب جدیای را به اشعار وی وارد کرده است.
گر آسمان وظیفهٔ شاعر نمیدهد
گو نام هم به خفیه بلیسد ز لیستم
سرباز مفت این همه درجا نمیزند
سرهنگ گو ببخش به فرمانِ ایستم
درواقع، عاطفه در اشعار شهریار همزمان که نقطه قوت نوشتههای او بود، پاشنه آشیل آنها نیز به شمار میرفت. بااینحال، شهریار و شعر او از چنان درجهای از اعتبار برخوردار بوده و هستند که بعضی از روزنامههای ایران برای آنکه فروش بهتری داشته باشند، صفحه اولشان را به شعر وی تخصیص میدادند.
زندگی شهریار
در 11 دی 1285 در تبریز متولد شد و در 27 شهریور 1367 از دنیا رفت. روزگار کودکیاش را در روستای خشگناب سپری کرد. درادامه برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی به تهران رفت. در همان سالهای ابتدایی حضور در تهران، دلباخته دختری به نام ثریا شد.
نامزدی شهریار و ثریا بهسبب ازدواج ثریا با فردی صحبمنصب بههَمخورد و شهریار درحالیکه تنها 6 ماه تا دریافت مدرک پزشکیاش فاصله داشت، از تحصیل دست کشید. درادامه به خراسان رفت و در اداره ثبت اسناد به خدمت گمارده شد. سپس به تهران بازگشت و مسیر ادبیاش را بار دیگر دَرپیش گرفت.
درنهایت برای استخدام در بانک کشاورزی به تبریز رفت. در همین سالها با نوه عمویش ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد. باوجوداینکه در همان روزگار نیز یکی از مهمترین و معروفترین شاعران ایرانی به شمار میرفت، اما زندگی در عزلت و تنهایی برای وی معنای بیشتری داشت. بههمینسبب بیشتر عمرش را در تنهایی و بهدور از هیاهو گذراند.