ترند های روز

اکو اکو پژمن در موسیقی ایرانی

Pejman یکی از معدود آهنگسازانی بود که می توانست در بالاترین سطوح شجاعت دانشگاهی و جهانی و شجاعت برای بازآفرینی موسیقی ایران در قالب های مدرن تحصیل کند. این فقدان یک یادآوری است که برخی از هنرمندان می گویند: غیبت آنها نه تنها عدم وجود یک شخص بلکه سکوت یک دوره است.

از Lar A Wayne و New York

احمد پژمن در 5 ژوئیه 2009 در لار متولد شد. شهری در جنوب ایران ، که به دور از مراکز اصلی هنری کشور بود ، اما استعداد او به اندازه یک نوجوان که به تهران رفت ، چشمگیر شد. او ویولن را به حشمات سانجاری آموخت و تئوری موسیقی را از حسین نسی آموخت. هنگامی که یک مرد جوان وارد ارکستر سمفونیک تهران شد. تجربه ای که دید او از موسیقی ارکسترال را تشکیل داد.

در دهه 1980 ، وی بورس تحصیلی برای آکادمی موسیقی وین دریافت کرد و با معلمان مانند توماس کریستین دیوید و هانس یلینک بزرگ شد. سپس ، در ایالات متحده ، در دانشگاه کلمبیا ، او موسیقی الکترونیکی را تحصیل کرد و با ایده های مدرن مانند Avant -Garde و Technology آشنا شد. این مسیر آموزشی ، Pejman را به عنوان آهنگساز تبدیل کرده است که هم سنت و هم مدرنیته را درونی کرده است.

از اپرا گرفته تا موسیقی فیلم

رکورد Pejman پر از چندین اثر است:

اپرا و باله: او اولین آهنگساز ایرانی بود که اپرا را نوشت. وی برای باز کردن تالار رودکی ، اثری به نام اپرا روستایی ایجاد کرد. او همچنین باله هایی مانند Zahak ، Khosrow و Shirin نوشت که نشان دهنده علاقه وی به خواندن اسطوره های ایرانی در قالب های کلاسیک غربی است.

موسیقی ارکسترال: سمفونی ، رپسودس و سمفونی آنها بارها توسط ارکستر سمفونیک تهران و گروه های دیگر اجرا می شد. در این آثار ، هماهنگی و کنترل اروپا شنیده می شود و مراحل گوشه ها و ملودی های ایرانی.

موسیقی فیلم ها و سریال ها: برای بسیاری ، Pejman با موسیقی فیلم ها و سریال هایی مانند رهبران ، روز رویداد ، عزیزان و سایر آثار فیلم شناخته شد. این آثار باعث شد که Pejman به یاد عموم مردم ایران باشد. جایی که هنر از نخبه گرایی ناشی می شود و به تجربه زندگی یک ملت تبدیل می شود.

سبک و نگاه هنری: پیوند بین سنت و مدرنیته

Pejman هرگز موسیقی ایرانی را در یک بازمانده کاملاً محبوب یا تاریخی ندید. وی معتقد بود که ملودی ایرانی امروز باید قدرت زندگی در زمینه های هارمونیک و ارکسترال را پیدا کند. بنابراین ، کار او از غرب یا تولید مثل سنت تقلید نشده است. در عوض ، این یک تجربه بین فرهنگی بود که در آن ایران و جهان در حال گفتگو بودند.

او می توانست موسیقی ایرانی را با بهره گیری از موسیقی مدرن به صحنه بین المللی برساند. شغلی که نه تنها در سطح فنی بلکه در سطح هویت فرهنگی نیز وجود دارد.

نسلی از آهنگسازان

پس از بازگشت به ایران ، پژمن سالها در دانشگاه تهران و سایر مراکز آموزشی تدریس می کرد. او بسیاری از دانشجویان را با هارمونی ، کنترل ، ارکستر و ترکیب آموخت. یکی از مهمترین خصوصیات آموزشی آن ، تأکید بر تفکر مستقل آهنگساز بود: Pejman نمی خواست که دانش آموزانش تقلید کنند ، اما سعی کردند صدای شخصی وی را کشف کنند.

این روش نسلی از آهنگسازان ایرانی را کشت کرد که هر یک به روش خاص خود ادامه یافت. راهی که من موسیقی ایران را با دنیای معاصر پیوند می دهم.

Pejman در خاطره فرهنگی و اجتماعی ایران

بخش مهمی از پایداری Pejman در موسیقی فیلم و تلویزیون نهفته است. موسیقی سریال مانند رهبران یا روز این رویداد برای بسیاری از ایرانیان به بخشی از حافظه جمعی تبدیل شده است. این آثار نشان داد که Pejman تنها آهنگساز نخبه سالن های کنسرت نبود ، بلکه او توانست با مخاطبان عمومی ارتباط برقرار کند.

بنابراین ، Pejman همیشه یک مکان دوگانه داشته است: آهنگساز دانشگاهی و خالق موسیقی محبوب-هومریستی. این دوگانگی کلید ماندگاری آن است.

اگر به نظریه های معاصر نگاه کنیم ، موسیقی Pejman نمونه ای از مکالمه بین فرهنگ ها است. او نشان داد که چگونه به عنوان گفتگوی بین ایران و جهان به موسیقی گوش دهد. این دیدگاه مطابق با ایده های بروس الیس بنسن در مورد موسیقی به عنوان مکالمه است: هر اثر نتیجه “گفتگو” بین سنت موسیقی ایرانی و زبان موسیقی جهان است.

از طرف دیگر ، حضور مداوم عنصر دیگر در آثار او (یا به شکل ملودی های محلی ، یا در مقابل تکنیک های غربی) فلسفه لویناس را به یاد می آورد: موسیقی Pejman همیشه با او نگه می دارد ، می شناسد و وارد گفتگو می شود.

Pejman ؛ با دوام در تاریخ ایران و ایران

یکی از تلخ ترین واقعیت های زندگی معلم احمد پژمن این است که او در سالهای آخر زندگی در ایران نبود. در همان سرزمینی که او بخش اعظم آثار خود را ایجاد کرده بود. سوال جدی این است که چرا نوازنده با این سطح از اهمیت باید سالهای آخر عمر خود را به دور از زادگاه خود بگذراند.

Pejman با سرزمین خود مهاجر یا فرازمینی نبود. او بارها و بارها در مکالمات و آثار خود نشان داده است که ایران در ریشه های هنری و عاطفی خود حضور پررنگی داشته است. با این حال ، برای روزهای آخر هیچ شرایطی برای گذراندن دانش آموزان و دوستداران خود در خانه وجود نداشت.

این محدود به احمد پژمن نیست. یکی از مضرات جدی سیستم فرهنگی ایران این است که بسیاری از بهترین هنرمندان آنها ناگزیر در خانه ها زندگی می کنند یا در سالهای اخیر پناه می برند. جامعه ای که شرایطی را برای سرمایه فرهنگی خود فراهم نمی کند تا در خانه بماند و به ایجاد صلح ادامه دهد ، باید در آینه تاریخ دیده شود و فکر کند که چه چیزی را از دست داده است.

مرگ احمد پژمن بار سنگین است ، اما آثار او به بازی خود ادامه خواهد داد. از اپرا و سمفونی آن گرفته تا موسیقی فیلم های آنها ، Pejman صدایی است که در حافظه فرهنگی ایران باقی مانده است. این پلی بین شرق و غرب ، سنت و مدرنیته ، نخبه گرایی و محبوبیت بود.

امروز ، خداحافظی از احمد پژمن ، با یک انسان خوب نیست. Goodbye نسلی از دانشگاهیان موسیقی است که به دنبال پیوندها و گفتگو در دنیایی پر از تضاد هستند. Pejman بود ، اما پژواک او در موسیقی ایرانی ابدی است.

* پژوهشگر هنر و هنر

5959

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا