اکبر رادی: روایتی از سه غول ادبیات ایران که تاریخ را تغییر دادند
فرارو- تئاتر در ایران روزگار پرفرازونشیبی را پشتسر گذاشته است. درعینحال، رشد این هنر در ایران وابسته به مجاهدت عدهای از هنرمندان ایرانی بوده و هست؛ دراینبین، نام اکبر رادی یکی از مهمترین اسامی است.
به گزارش فرارو، اکبر رادی، یکی از مهمترین نویسندگان تئاتر در تاریخ ایران است. آثار او تاثیر بسیار زیادی بر تثبیت هنر نمایش در ایران داشته است. بهسبب تاثیری که رادی بر هنر نمایش در ایران گذاشته، از وی بهعنوان پدر نمایشنامهنویسی نوین ایران یاد میشود.
روایتی از سه غول ادبیات ایران که تاریخ را تغییر دادند
روزگار کودکیاش را در رشت گذراند و در ادامه درحالیکه روزگار نوجوانی را سپری میکرد بههمراه خانواده به تهران رفت. معلم بود و در دانشگاه تهران در رشته علوم اجتماعی به تحصیل پرداخته بود. بااینحال، روح ماجراجو و ماجراساز رادی، وی را به سمت تئاتر برد.
ورود رادی به تئاتر، مصادف بود با رشد تعدادی از برجستهترین چهرههای تاریخ تئاتر ایران. در همین روزگار بود که بهرام بیضایی و غلامحسین ساعدی نیز کارشان را بهعنوان نویسنده شروع کرده بودند. حالا تئاتر ایران چشمبهراه سربرکشیدن سه تن از برترین نویسندگان تاریخش بود.
رادی نوشتن نمایشنامه را با نمایشنامه «روزنه آبی» آغاز کرد. ذهن وقاد او از همان روزهای نخست مورد توجه بخش زیادی از روشنفکران زمانه قرار گرفت. بااینحال، در دهه چهل بود که سه غول نمایشنامهنویسی ایران به هم برخورد کردند. ازطرفی رادی بود که با نمایشنامههای «افول» و «ارثیه ایرانی» ولولهای در تئاتر آن روزگار ایران برپا کرده بود؛ و ازدیگرسو، غلامحسین ساعدی و بهرام بیضایی بودند که هرکدام با آثاری که خلق کردند، غنای تئاتر ایران در دهه 40 را افزایش دادند.
بیضایی در دهه چهل با نمایشنامههای «آرش» و «عروسکها» و «ضیافت و میراث» و «سطان مار» و… ، ساعدی با نمایشنامههای «آی باکلاه، آی بیکلاه» و «چوببهدستهای ورزیل» و… و رادی هم با افول و ارثیه ایرانی، رنگوبوی دیگری به ادبیات نمایشی ایران بخشیدند. نمایش ایران در روزهای دهه چهل به اوج شکوفایی خود رسیده بود.
هرکدام از این سه تن، سبک خاص خود را داشتند و تواناییهایشان را خرج هدف خاصی میکردند. پربیراه نخواهد بود اگر دراینبین، عنوان سیاسیترین نویسنده را به ساعدی، حماسیترین را به بیضایی و اجتماعیترین را به رادی بدهیم. رادی نبض جامعه را در دست گرفته بود و با نمایشنامههایش پلی میزد بین زندگی مردم و تئاتر. بیضایی، روح حماسه را در جان مخاطبین نمایشهایش زنده میکرد و بهاینشکل یکی از ملیترین نویسندگان معاصر ایران بود. ازسویدیگر، ساعدی نیز سیاست را با آثارش در هم آمیخته، و تئاتر سیاسی را در ایران استعلا میبخشید.
از بین این سه نمایشنامهنویس بزرگ، بهرام بیضایی و غلامحسین ساعدی، مشغولیتهای دیگری نیز داشتند. ساعدی داستاننویس بود و بیضایی هنرمندی همهکاره بود که علاوهبر انقلابی که در تئاتر ایران به وجود آورده بود، سینمای ایران را نیز دچار تحول کرد. بااینحال، اکبر رادی، صرفنظر از معدود داستانهای کوتاهی که نوشت، تنها چهرۀ این مثلث بود که همه توانش را برای نوشتن نمایشنامه صرف میکرد. ازاینمنظر، پربیراه نخواهد بود که رادی را نمایشنامهنویسی تماموقت بدانیم.
ساعدی زودتر از همه (سال 1364) با زندگی در جهان خاکی وداع کرد. رادی، در پنجمین روز از دیماه 1386 از دنیا رفت و قریب به 18 سال بعد، بهرام بیضایی نیز در پنجم دیماه رخت از جهان بربست تا این روز، محلی برای آرامش ابدی دو تن از بزرگترین نمایشنامهنویسان تاریخ ایران باشد.