ترند های روز

او سالها در خارج از کشور زندگی کرده است ، اما توسط ایران از هم جدا شده است

عباس جاوانمارد در حال صحبت است. یکی از هنرمندان مشهور تئاتر ایران ، که روز تولد وی در 5 فوریه است و اکنون روز بعد از آن تاریخ ، به یاد می آوریم که این روز بسیار عالی بود که این روز برای ما به تأخیر افتاد.

به گفته ایسنا ، نسل ما علی رغم ثروت خود برای دیدن آثار چندین هنرمند بزرگ تئاتر در کشور ، فرصتی برای دیدن عباس جاوانمارد در صحنه نداشت. حتی نسل های قبل از ما این فرصت را پیدا نکردند. اما ما آن را در تئاترها دیدیم. بعضی اوقات در جشنواره ها و در اجراهای روتین تئاتری.

اگرچه او سالها به ایران مهاجرت کرده بود و در تورنتو ، کانادا ، شاید در بین هم تیمی هایش ماند ، ممکن است تعداد کمتری از مردم از وضعیت تئاتر ایران آگاه باشند و مشتاق دیدن آثار جوانترین نسل باشند.

در سفرهای خود به ایران ، هیچ فرصتی برای ملاقات با هنرمندان و دیدن آثار او از دست نداد. بعضی اوقات یک نمایشنامه دو یا سه بار مشاهده می شد. پس از هر عملکرد ، علی رغم خستگی پیری ، او با گروه اجرایی با صبر مثال زدنی در پشت صحنه صحبت کرد. طبق شهادت بسیاری از کارگردانان نسل مستقیم ، سخنان او با مهربانی بود و اگر او انتقاد داشت ، می گفت.

اگرچه او سالها از صحنه خارج شده بود ، اما این دور حسادت نشد. او وقتی که آثار نسل های جوان را دید ، تمام عشق خود را به تئاتر ابراز کرد و گویا نسل های بعدی به او احترام می گذارند و او را دوست داشته و انرژی را حذف کرده اند.

یکی از فارغ التحصیلان هنرستان اکشن ، که گروه هنری ملی را در خانه شاهین سارکیسیان (مترجم ، کارگردان و معلم تئاتر) تأسیس کرد.

او کسی بود که از چهره های با استعدادی مانند علی هاتامی ، بهرام بیضئی ، محمود دالطابادی ، علی نصیریان ، بهزاد فراهانی ، خوسرو شکیبای ، هادی ایزامی و دیگران حمایت می کرد و با راه اندازی گروه هنری ملی ، زمینه ای برای فعالیت آن. گروهی که نگران ساخت متون ایرانی بودند. او اولین آثار نویسندگانی مانند علی هاتامی و بهرام بیضئی را روی صحنه آورد.

از اواسط دهه 1980 ، گروه “طلایی آفریقایی” و “Nightingale Nightingale” توسط علی نصیریان ، “داستان هاریر و ماهیگیر” و “شهر آفتاب مهتاب” توسط علی هاتامی “، غروب خورشید در دیوار عجیب” پنهان Moon Tale “و” Akbar Akbar Dies “صحنه بحراام بیضئی را گرفت و یکی از مشهورترین نقش بازی های خود را در صحنه بازی در کار” اکبر اکبر “بازی کرد.

وی علاوه بر اجرای چندین تئاتر و انجام چندین تله ، در مورد بازی و کتاب های ایران مانند “تئاتر ملی ، هویت و نمایش” ، “شهر طلایی” و “تکمیل Taziyeh و Play. National As” تحقیق کرد. و همچنین خاطرات او با عنوان “خودت”.

در 5 اکتبر ، هنگامی که او در سن نه سالگی چشمان خود را به فرشته مرگ در تورنتو باز کرد ، پنج سال به ایران نیامده بود. بیماری وی باعث شد پزشک در دراز مدت به او اجازه پرواز ندهد و این تنها دلیل مادرش بود.

۲۴۴۲۴۵

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا