راهنمای کامل تشخیص خرابی کابل HDMI؛ علائم، دلایل و راهحلهای کلیدی
تصور کنید شب است؛ هوا خنک و آرام است، نورها تاریک است و شما پس از یک روز کاری طولانی، با یک فنجان نوشیدنی سرد یا چای داغ آماده هستید تا یکی از فیلم های هیجان انگیز و محبوب مورد علاقه خود را با آرامش کامل روی صفحه بزرگ تماشا کنید. مبل راحتی، کنترل در دست، همه چیز برای یک تجربه سینمایی فوق العاده در خانه آماده است… اما ناگهان، در لحظه ای که صحنه های اصلی و هیجان انگیز فیلم شروع می شود، اتفاق ناخوشایندی می افتد: صفحه تلویزیون ناگهان کاملا سیاه می شود، تصویر شروع به سوسو زدن و پریدن ناگهانی می کند، یا بدتر از آن، لکه های سفید برف مانند به طور تصادفی روی صفحه ظاهر می شوند و به طور تصادفی ناپدید می شوند! در چنین شرایطی، اولین فکری که به ذهن اکثر مردم خطور می کند این است: “حتما تلویزیون گران قیمت و پیشرفته من مشکلی دارد!” بلافاصله تنش و اضطراب شروع می شود. شاید برد سوخته، شاید برد اصلی خراب است، شاید تعمیرکار نیاز است و گران است و… اما صبر کن! قبل از اینکه شروع به فکر کردن به بدترین سناریوها کنید و بلافاصله به تماس با خدمات پس از فروش یا تعمیرکار فکر کنید، بهتر است لحظه ای آرام بمانید و احتمال بسیار بیشتری را در نظر بگیرید: علت اصلی این همه آشفتگی و سردرگمی می تواند چیزی به قدری ساده و پیش پا افتاده باشد که حتی به آن شک نکنید: یک کابل HDMI! بله، باور کنید یا نه، این…
نقد و بررسی فیلم «آناکوندا»
فرارو- در دورانی که سینما از بازسازیهای بیپایان اشباع شده، «آناکوندا» با نگاهی متاکمدی و بازیهای دلنشین جک بلک و پل راد تلاش میکند از دل یک برند آشنا، کمدیای متفاوت و خوشقلب را روانهی پردهی سینما کند. به گزارش فرارو به نقل از گاردین، برای تماشاگرانی که ذاتاً نسبت به کمدیهایی که بیش از حد میکوشند «احساساتبرانگیز» و بهاصطلاح «با قلب» باشند بدبیناند، دقایق آغازین فیلم آناکوندا میتواند زنگ خطر را به صدا درآورد. فیلم در همان ابتدا پوست خود را از نسخهی ترسناک-ماجراجویانهی سال ۱۹۹۷ با همین نام میاندازد و به یک شوخی خودارجاع دربارهی بازسازیهای بیمورد سینمایی تبدیل میشود. با این حال، تلاش ابتدایی فیلم برای یک افتتاحیهی سردِ سبک فیلمهای ترسناک آنقدر ناموفق است که خیلی زود مشخص میشود کارگردان و همنویسندهی اثر، تام گورمیکن، نه در ایجاد فضا و تعلیق مهارت چندانی دارد و نه حتی در معرفی درست و حسابی یک موجود عجیبوغریب. این شروع ضعیف، نه هیجان میسازد و نه ترس؛ بیشتر شبیه تقلایی بیرمق برای ادای دین به ژانری است که فیلم اساساً قصد جدی گرفتنش را ندارد. پس از این مقدمهی ناامیدکننده، فیلم به مأموریت «واقعی» خود نزدیک میشود؛ مأموریتی که به طرز عجیبی به جای تمرکز صرف بر شوخی و هجو، تلاش میکند بار احساسی یا همان پاتوس بسازد. داگ، با بازی جک بلک، سالها رویای فیلمسازی در سر داشته اما حالا در زادگاهش به شغلی نهچندان رضایتبخش بهعنوان فیلمبردار مراسم عروسی بسنده کرده است. او ظاهراً به موفقیت نسبی رسیده، اما در عمل در نوعی رکود و حس ناکامی…
مژده شمسایی: بهرام بیضایی در آمریکا به خاک سپرده میشود
مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، با نگارش یادداشتی خبر داد که پیکر بهرام بیضایی در آمریکا به خاک سپرده میشود. پس از درگذشت بهرام بیضایی در خارج از کشور، در چند روز اخیر گمانهزنیهایی درباره مکان دفن او ایجاد شد و مژده شمسایی، بازیگر تئاتر و سینما و همسر بیضایی در همین زمینه یادداشتی را منتشر کرد. به گزارش ایسنا، متن یادداشت او که نسخهای از آن در اختیار ما قرار گرفته، به شرح زیر است: «برای آنها که با حسن نیّت خواستارِ بازگشت بیضایی به ایران هستند. پیکر بهرام بیضایی کلمات و اندیشهی اوست. فیلمها و آثارِ نوشتاریِ اوست. او دو فیلم توقیف شده و یک فیلم کمتر دیده شده دارد و هماکنون جلوی انتشار دستکم چهار کتابش را گرفتهاند. مطالبهی ملی باید انتشار کتابهای «جاناوبلادور»، «گزارش اردویراف»، «طربنامه» و «داشآکل به گفتهی مرجان» باشد. مطالبهی ملی به نمایش درآمدن عمومی «غریبه و مه»، «چریکهی تارا» و «مرگ یزدگرد» است. ایمان دارم بهترین هدیهی تولدِ همهی زندگیاش خواهد بود. اگر بیضایی را دوست دارید، درخت همیشهسبزی بهنامِ او بکارید تا سمبل ایستادگی و سرسبزیاش باشد؛ درختی در آرامگاهِ فردوسی، درختی در حافظیه، درختی در آرانِ کاشان یا جای جای ایران که همیشه قلبش به عشق آن میتپید و لحظهای از آنجا دور نشد. پیکرِ بیصدای بیضایی فقط مطلوبِ کسانیست که مسبّبِ خروج او از ایران بودهاند. بهرام بیضایی هر کجا باشد آنجا ایران است!» بهرام بیضایی روز پنجم دی ماه همزمان با زادروز ۸۷ سالگی خود در امریکا چشم از جهان فرو بست.









