ترند های روز

دلتنگی به تاریخ مرگ که نامرئی مانده است. دو سال

Reyhaneh Eskandari: گذشت زمان ، بدون وقفه. انگار هیچ کس رحمت ندارد. دو سال از زمان ریختن کیمارها درگذشت احمد گذشته است. یک فیلمساز فیلم مهم و تأثیرگذار ایرانی که زندگی خود را به قصه گویی اختصاص داده است. کارگردانی که با ظاهر دقیق انسانی و نگرانی های اجتماعی بخشی از خاطره گسترده مخاطبان ایران بود. اکنون که دو سال از مرگ ناگهانی و غم انگیز او گذشته است ، این فرصت خوبی برای بررسی آنچه او را به وجود آورده است و چه اتفاقی افتاده است. وی رفت ، اما سؤالات مهمی در مورد وضعیت هنرمندان ، تنهایی ، سانسور ، سهل انگاری و بحران های ذهنی وجود دارد.

روز چهارشنبه ، 16 آوریل ، خبرهای غیر منتظره و تکان دهنده ای آغاز شد: یک کارگردان مشهور ایرانی کیمارس ریوز احمد در سن 9 سالگی در بندر انزالی درگذشت. اطلاعات اولیه در مورد مرگ مشکوک گزارش شده است. ساعاتی بعد ، مشخص شد که او زندگی خود را در یک خود به پایان رسانده است. پزشکی پزشکی قانونی نیز به زودی این خبر را تأیید کرد.

این نه تنها برای جامعه فیلم ، بلکه برای افکار عمومی تکان دهنده بود. مردی که سالها با فیلم ها و سریال هایش به یاد ماندنی بود با تصمیم تلخ و تلخ زندگی را ترک کرد؟ سوالات زیادی وجود داشت چرا یک مدیر بلند مدت باید به این نقطه برسد؟ چرا سکوت در سکوت و انزوا ، بدون حمایت و شنیدن؟

تصویری از کیمارها احمد را می ریزد

زندگی حرفه ای فقیر احمد

Kiomars Pour Ahmad در نجف آباد در اصفهان متولد شد. وی کار خود را در اواخر دهه 1950 با انتقاد و دستیار مدیریت آغاز کرد. در دهه شصت ، او جای خود را در تلویزیون ساخت و فیلم های کوتاه و تلویزیونی ، به ویژه کودکان و نوجوانان. نقطه تورم کار او بدون شک سریال تلویزیونی “Majid Tales” بود. کارهایی که نه تنها محبوبیت خود را به دست آورد ، بلکه شیوه جدیدی برای گفتن داستانهای نوجوان در چارچوب تلویزیون ارائه می داد.

پس از آن ، ری احمد مسیر فیلم خود را با فیلم هایی مانند “خواهران عجیب” ، “شب یلدا” ، “اتوبوس شب” و “کفش کریستایی” ادامه داد. وی در فیلم های خود به مشکلات اجتماعی ، خانواده ، تنهایی ، فقر ، مهاجرت ، جنگ و پیامدهای آن و نگرانی های روزانه مرد ایرانی پرداخت. سبک فیلم او واقع بینانه و انسانی بود. قهرمانان او معمولی ، ناخودآگاه و با درگیری های واقعی بودند. او اسطوره یا پسر را انجام نداد.

ری احمد سبک خاص خود را داشت ، به خصوص در زمینه سینمای نوجوانان و فیلم های انسانی. چشم انداز آموزشی ، زبان ساده و اجتناب از اغراق های متعارف ، کار خود را برای نسل های مختلف دوام آورد.

دلتنگی به تاریخ مرگ که نامرئی مانده است. دو سال

تصویر فیلم “خواهران عجیب”

چالش های اخیر و سالهای سکوت

در سالهای آخر زندگی خود ، ری های احمد فیلم های کمتری ساخت. از یک طرف ، وی با مشکلات اقتصادی و عدم حمایت از نهادهای فرهنگی و از طرف دیگر با محدودیت های حسابرسی و فشار که به فیلمسازان مستقل تحمیل شده بود ، روبرو شد. آخرین فیلم او با عنوان “پرونده باز است” ، هنگامی که کارگردان به دلیل شورش در آن زمان در تلاش بود تا آن را از جشنواره حذف کند و واکنش های متناقض دریافت کرد ، پخش شد.

از این گذشته ، برخی سرانجام او را یک کار مهم و جسورانه خواندند ، در حالی که مؤسسات رسمی رویکرد انتقادی فیلم را قبول نکردند و او را یک فیلم مشکل ساز خواندند.

در مصاحبه های متعدد ، ری احمد از ایالت سینمای ایران شکایت کرد. من عمیقاً نگران شیوع سطحی بودن ، تحقیر فیلم های جدی ، سانسور و فاصله از نگرانی های واقعی مردم بودم. وی بارها تأکید کرده بود که سینمای ایران در جهت درست حرکت نمی کند و بارها و بارها در مورد کمبود انگیزه ، افسردگی و استرس صحبت کرده بود.

اما این سخنان در رسانه ها جدی گرفته نشده است. من توجه نکردم جامعه هنری چندان به هشدارهای خود پاسخ نداد.

دلتنگی به تاریخ مرگ که نامرئی مانده است. دو سال

تصویر فیلم “پرونده باز”

او درگذشت ، واکنش نشان داد و به سوالات پاسخ نداد

پس از آغاز مرگ وی ، موجی از واکنش در فضای مجازی و رسانه های رسمی راه اندازی شد. بسیاری از هنرمندان ، منتقدین و مخاطبان در مورد این فقدان صحبت کردند. برخی از چهره ها به صراحت به استرس ، سانسور ، سهل انگاری و انزوا به عنوان دلایل احتمالی این تصمیم تلخ یاد می شوند.

Sayed Mehdi Fallah Miri ، دادستان استان Guilan ، خبر درگذشت Kiomarspour احمد را تأیید کرد و گفت: “به محض اینکه این گزارش گزارش را دریافت کرد ، محقق ویژه در صحنه حضور داشت و با تحقیقات اولیه خودکشی مدیر ، جزئیات جزئیات نیاز به یک سرمایه گذاری دقیق در دادگاه دارد.”

دختر کارگردان ، پگا ، احمد را که در دانمارک زندگی می کند ، نیز منتشر کرد.

“ما مطمئن هستیم و می دانیم که پدر من خودکشی نکرده است. پدر من قرار بود برای ویرایش فیلم” پرونده باز است “به تهران برگردد و برای آینده برنامه ریزی کند. اینها بخشی از صحبت های Kiomars Pour Ahmad است. او تأیید می کند که پدرش خودکشی نکرده است …
کیمارس در روز حادثه می گوید: “پدر من ، بیشتر اوقات ، ویلا را اجاره کرده و به شمال رفت ، زیرا او می خواست بنویسد و ترک کند.” معمولاً فقط آنجا بود ؛ یعنی اولین باری نبود که او تازه به شمال رفته بود. او قرار بود به دلیل نقل قول های مختلف به تهران برگردد ، اما ناگهان این اتفاق افتاد. در روز حادثه ، صاحب شهر در آنجا بود و صحنه را ملاقات کرد و به پلیس گفت. “تمام خانواده هر یک از ما تأکید می کنند که پدر ما برای خودکشی شمالی نبود.”
وقتی پدرم در شمال بود ، من با او صحبت کردم و او به من گفت که می خواهد به تهران برود تا بخشی از موسیقی و مونتاژ فیلم را تغییر دهد “پرونده باز است”. نقل قول های مختلفی وجود داشت. من همچنین این را در داستانی ذکر کردم که همزمان با پدر چهلمین من بود و در مورد تلفن ها و پیام های مربوط به این نقل قول های کار نوشتم. یعنی پدر من قصد داشت برای آینده به زاهدان برود و خواهرش را ببیند. قبل از این حادثه ، او با خواهرش و همسرش صحبت کرده بود و قصد سفر به زاهدان را داشت. خلاصه هزار برنامه داشت و با چند نفر شغل داشت. کتاب های او در روند چاپ بود و مجله مهر که در لندن است ، انتشار کتابهای او بود ، اما سردبیر مهری آدم فرصتی بود و ما نمی دانیم که پدر من با این آقا قرارداد بست. وکیلی که در ایران می شناختیم می تواند این موضوع را دنبال کند. به هر حال ، پدر من باید در تصور این کتاب ها نقش داشته باشد ، اما هیچ کس به ویرایشگر لندن نمی رسد زیرا ایران نیست. ما حتی از طریق تلفن با آن ویرایشگر صحبت کردیم و قرار بود قراردادهای خود را برای ما ارسال کنیم ، اما تاکنون ما را ارسال نکرده است. وی علاوه بر کتابی که منتشر شد و پدرم مرا در سفر به همراه آورد ، گفت که او کتاب های دیگری برای چاپ دارد ، اما کتاب ها به پایان نرسیده اند و مرحله آخر را رد نکرده اند. پدر من با تمام کارهایش وسواس داشت. در هر صورت ، من می خواهم بگویم که پدرم پروژه های زیادی داشت که می خواست آنها را تمام کند. آخرین فیلم او “پرونده باز است” ، فیلم پدر من است و نه ، زیرا تهیه کننده برخی سکانس ها را حذف و تغییر داد. “

“عمه من درست است ، اما ما در مورد پرونده و جزئیات پرونده برای زمان مناسب صحبت نخواهیم کرد ، اما بگذارید بگویم که پدرم درست نبود ، اما کاری که او می خواست انجام دهد.

وی پس از تغییر زیاد و برخی از مکالمات پگا به احمد ، نامه ای را برای اخبار مربوط به مرگ پدرش و تحریف مصاحبه هایی که پس از این حادثه انجام داد ، ارسال کرد.
متن کامل نامه خمیر احمد به شرح زیر بود:

“متاسفم!
متاسفم ، نه به این دلیل که صحبت کردم.
پشیمان می شوم که صداقت و حق مردم قیمت دارند.
متاسفم که فهمیدم که با شخصی صحبت می کنم که سعی می کند صحبت کند ، آنها را به طرز چشمگیری تبدیل کرده و آن را به یکی از اخبار روز تبدیل کند.
متاسفم که به یک شخص غیرقابل اعتماد اعتماد کردم و به من اجازه می دهم احساس و نگرانی کاملاً خصوصی را در حضور آنها احساس کنم.
پشیمان می شوم که سخنان عاطفی و عاطفی من ، که مبتنی بر هیچ مدرک یا گواهینامه ای نیستند ، در طی چهار ساعت مکانهایی را که فقط بنزین سوزانده می شود ، می گذارد ، کانال هایی که باعث افزایش زشتی جهان می شوند.

پشیمان می شوم که اکنون نقش ایفا می کند ، احساسات و افکار منفی آگاهی عمومی را افزایش می دهد …

متاسفم که وقتی در ابتدای گفتگو تأکید کردم و به خانم ژورنال گفتم که او حرفی برای گفتن ندارد ، هیچ توقف وجود ندارد.
پشیمان می شوم که علی رغم قول او (“نگران نباشید ، خانم ری احمد ، من هر چیزی را نوشتم ، ابتدا شما و آقای وکالت را که قبل از چاپ این کار را انجام می دهند” ارسال می کند) ، پس از یک تماس جداگانه از من ، صرفاً تأکید و از احساس ذهنی من بخواهم.

با این حال ، پس از این مدت طولانی ، هیچ نهادی یا سازمان فرهنگی هنوز به طور جدی به آسیب شناسی تاریخ پرداخته است. خودکشی یک هنرمند با این سطح پس زمینه یک هشدار جدی است. هشدار وضعیت سلامت روان در فضای فرهنگی کشور و مکان لرزان فیلمسازان مستقل. اما هشدار نادیده گرفته شد.

آنچه باقی مانده بود

Kiomars Pour Ahmad دیگر در میان ما نیست ، اما آثار او هنوز زنده است. سینمای وی ، تلویزیون و روایت های انسانی وی به یاد مخاطبان ایران ثبت می شود. اگرچه نسل جدید ممکن است با آثار خود کمتر آشنا باشد ، کیفیت داستان پردازی ، صمیمیت قاب ها و دیدگاه انسانی انسان هنوز قابل تصحیح است.

مرگ او ، گرچه تلخ و ناگهانی است ، اما فرصتی برای تجدید نظر در تقابل ما با هنرمندان است. کسانی که سالها برای روایت زندگی مردم کار می کردند ، اما در صورت لزوم تنها ماندند.

کمبود ابعاد اجتماعی

در دومین سالگرد درگذشت کیمارس ، احمد را ریخت ، باید متوجه شویم که مرگ وی تنها پایان زندگی یک کارگردان نبود. در عوض ، این نمادی از سکوت و فراموشی بود که در آن بسیاری از هنرمندان درگیر هستند.

همراه با همه تلخی های عزیمت به ریختن احمد ، سکوت عجیب و غریب که شکل گرفت به همان اندازه آزار دهنده بود. بسیاری از موسسات ، رسانه های رسمی و حتی برخی از محافل هنری ترجیح می دهند فقط چند خط بنویسند ، ادای احترام کنند و سپس به حالت عادی برگردند. اما مرگ یک مدیر برای خودکشی ، در سالهای آخر زندگی حرفه ای خود ، صرف هزینه کردن نیست. این باید یک بازتاب جدی برای فرمول سازان سیاست های فرهنگی باشد. کسانی که سالهاست که این هنرمند را می دیدند یا آثار او.

از طرف دیگر ، فراموشی اجتماعی نسل طلایی سینمای و تلویزیون ایران اکنون مشهود است. نسلی که در سکوت و با خاطرات زنده مانده است ، اما هیچ کس نباید ضبط کند ، ادامه دهد و بخواند. فقدان کیمارها احمد را ریخته ، نه فقط یک انسان. حذف تدریجی نوعی زندگی ، داستان پردازی و احترام به مخاطب است. اگر این نوع غیبت جدی گرفته نشود ، ما فقط با خاموشی های بیشتری روبرو خواهیم شد. سکوت هایی که جامعه ای را به بیهوشی فرهنگی نزدیک می کند.

او راوی بود. او با انسان زندگی می کرد. شما به جزئیات اهمیت می دهید. اکنون که دیگر نیست ، وظیفه ما این است که از آن یاد کنیم.

۲۴۵۲۴۵

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا