مروری بر عوامل موفقیت سریال «بامداد خمار» در فصل اول | کوچ میکنم به خاطرات تو
فصل اول سریال «بامداد خمار»، جمعه 13 دی به پایان رسید و حالا مخاطبان منتظرند ادامه این درام عاشقانه را در فصل دو تماشا کنند. به بهانه پایان این فصل، نگاهی داریم به عوامل جذابیت آن. سریال «بامداد خمار» یکی از کارهای خوب اقتباسی است. دراماتیزه کردن رمان | «بامداد خمار» نوشتهی فتانه حاجسیدجوادی، رمان پرکشش و جذابی است؛ رمانی که در دهه هفتاد مخاطبان بسیار زیادی را با خود همراه کرد. طبیعتا رمان به خودی خود میتوانست منبع اقتباس خوبی برای سریال باشد اما از آن جهت که ماجراهای آن برای اکثر مخاطبان آشناست، نرگس آبیار تصمیم گرفت برای دراماتیزه کردن بیشتر وقایع آن، بخشهایی را تغییر دهد. بخشی از آنچه در سیزده قسمت سریال «بامداد خمار» شاهد بودیم، ارتباطی به ماجراهای رمان ندارد و صرفا برای جذابیت بیشتر به اثر اضافه شده است. آبیار در سریال «سووشون»، موبهمو منطبق با رمان پیش رفت و نتوانست آنطور که باید موفقیتی به دست آورد و حالا در «بامداد خمار» این تغییرات به نفع سریال تمام شد. عشق محبوبه به رحیمنجار به خوبی در سریال «بامداد خمار» به تصویر کشیده شد. شمایل پنهان و آشکار عشق | مهمترین ویژگی فصل اول سریال «بامداد خمار»، تمرکز روی ماجراهای عاشقانه است. درواقع این عاشقانههای پنهان و آشکار است که مخاطبان را جذب سریال میکند. از یک سو محبوبه دل در گرو رحیم دارد و از سوی دیگر اصلان و منصور برای رسیدن به او، قهوه قجری مینوشند و دوئل میکنند. در شرایطی که منصور به دنبال رسیدن به محبوبه است، خجسته، خواهر کوچک…
سعید پیردوست درگذشت + بیوگرافی
فرارو- سعید پیردوست بازیگر سینما و تلویزیون بامداد امروز ۱۶ دی به دلیل ابتلا به سرطان در منزل درگذشت. به گزارش فرارو، پیردوست در چند وقت اخیر چندین بار در بیمارستان بستری شده بود. این بازیگر سینما و تلویزیون ۵ دی ۸۵ ساله شده بود. بیوگرافی سعید پیردوست سعید پیردوست با نام اصلی علیرضا پیردوست در سال 1319 در تهران متولد شد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد. او از سال 1350 فعالیت هنری خود را با ایفای نقش در فیلم خاک شروع کرد. من در یکی از جنوبی ترین مناطق تهران کوچه آبشار و بازارچه حمام نواب به دنیا آمدم. پدر و مادرم آدم های بسیار ساده ای بودند و زندگی ما هم ساده و معمولی بود. پدرم کارمند اداره پست بود. شرایط زندگی مان طوری بود که مجبور بودم کار کنم تا زندگی ام را بچرخانم به همین دلیل بعد از گرفتن دیپلم سرکار رفتم. کارهای مختلفی کردم یک دوره ای کارمند بانک بودم، بعد رفتم شرکت ماک و در بخش مالی ـ اداری آنجا مشغول کار شدم که آخرین پستم در این شرکت مدیر امور مالی بود. تا سال 67 در این شرکت کار کردم. البته سال 51 بود که کارم را در سینما با آقای کیمیایی که از دوستان و بچه محله بودیم شروع کردم. سینما عشق ما بود. از همان بچگی به نمایش و سینما علاقه مند بودیم. آقای کیمیایی از بچگی عاشق کارگردانی بود. آقای قریبیان بازیگری را دوست داشت و بازیگر مورد علاقه اش کرک داگلاس بود و من گریگوری…
تفال به حافظ: بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
فال امروزتان را از حضرت حافظ بخواهید که میفرماید: دل به امید صدایی که مگر در تو رسد / نالهها کرد در این کوه که فرهاد نکرد فرارو- تفالی داشته باشید به دیوان خواجه شیراز. فال یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکردبه وداعی دل غمدیده ما شاد نکردآن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبولبنده پیر ندانم ز چه آزاد نکردکاغذین جامه به خوناب بشویم که فلکرهنمونیم به پای علم داد نکرددل به امید صدایی که مگر در تو رسدنالهها کرد در این کوه که فرهاد نکردسایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحرآشیان در شکن طره شمشاد نکردشاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کارزان که چالاکتر از این حرکت باد نکردکلک مشاطه صنعش نکشد نقش مرادهر که اقرار بدین حسن خداداد نکردمطربا پرده بگردان و بزن راه عراقکه بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکردغزلیات عراقیست سرود حافظکه شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد تعبیر فال ناراحتی در وجود تو رخنه کرده است. کسی که به او نیکیپیش خودت احساس میکنی که از هدف و مقصودی که برای خود تعیین کردهای بسیار فاصله گرفتهای یا عزیزی نسبت به تو بیتوجه و بیاعتنا شده است. انتظار و امید داشتن، تو را به هدفت نزدیکتر خواهد کرد پس نگرانی و غم را از دلت بیرون کن. اما این را هم بدان که با ناله و شکایت کاری از پیش نمیبری و بهتر است تا رسیدن به مقصود صبر کنی.









