پادکست خلاصه کتاب عادت های اتمی اثر جیمیز کلیر
مقدمه: ایده عادتهای اتمی خیلیها فکر میکنند برای تغییر زندگی باید یک حرکت انقلابی انجام دهند؛ شغل را عوض کنند، شهر را ترک کنند یا یک برنامه سخت و افراطی را شروع کنند. پیام مرکزی «عادتهای اتمی» این است که برخلاف این تصور، تغییرات کوچک و پیوسته، اگر درست طراحی شوند، قدرتمندتر از هر جهش کوتاهمدتی هستند. نویسنده نشان میدهد که عادتها مثل ذرات ریزی هستند که آینده ما را میسازند؛ هر عادت کوچک مثل یک رای است که به نفع «آن کسی که میخواهیم بشویم» در صندوق هویت ما انداخته میشود. خلاصه ایدههای کلیدی کتاب در نگاه این کتاب، موفقیت نتیجه اهداف بزرگ نیست، نتیجه سیستمهایی است که هر روز اجرا میکنیم. بهجای اینکه بپرسیم «چه چیزی میخواهم به دست بیاورم؟»، سؤال مهمتر این است که «میخواهم چه کسی بشوم و چه سیستمهایی باید داشته باشم تا آن آدم باشم؟». کتاب توضیح میدهد که اگر روی فرآیندها تمرکز کنیم، نتایج دیر یا زود ظاهر میشوند؛ اما اگر فقط به نتایج خیره شویم، معمولاً در میانه راه رها میکنیم. کتاب برای توضیح قدرتِ «یک درصد بهتر شدن» از مثالهایی استفاده میکند که نشان میدهند بهبودهای کوچک در عملکرد، سلامت یا روابط، در طول سالها مثل بهره مرکب رشد مالی، اثر روی هم میگذارند. در کوتاهمدت، تفاوت بین کسی که هر روز کمی پیشرفت میکند و کسی که اندکی پسرفت دارد، زیاد دیده نمیشود؛ اما در بلندمدت این دو مسیر به مقصدهای کاملاً متفاوتی میرسند. مدل چهارمرحلهای عادت نویسنده شکلگیری هر عادت را در چهار مرحله خلاصه میکند: نشانه، اشتیاق، پاسخ…
اصغر فرهادی فیلمش را تمام کرد
فیلمبرداری دهمین اثر اصغر فرهادی با عنوان «داستانهای موازی» در پاریس به پایان رسید. فیلمبرداری این فیلم با حضور ستارگان سینمای فرانسه هجدهم شهریور ماه آغاز شد و پس از سه ماه به پایان رسید. به گزارش ایسنا، فیلمبرداری «داستانهای موازی» (Parallel Tales) روز ۸ سپتامبر (۱۷ شهریورماه) در پاریس کلید خورده بود. در این فیلم ستارههای سرشناسی چون ایزابل هوپر، ونسان کسل، ویرجینی افیرا، پییر نینه، آدام بئسا و کاترین دونو، از چهرههای سینمای فرانسه مقابل دوربین رفتهاند. هایده صفییاری در هفتمین همکاری با فرهادی، تدوین «داستانهای موازی» را بر عهده دارد. «داستانهایموازی» محصول مشترک فرانسه، آمریکا، بلژیک و ایتالیاست. کمپانی فرانسوی ممنتو (Memento Production) و کمپانی آمریکایی آنانیموس کانتنت (Anonymous Content) به همراه اصغر فرهادی تهیهکنندگان «داستانهای موازی» هستند.
مرگ هالیوود و انقلاب هنری: آیا نسل آلفا ناجی سینما خواهد بود؟
داستان این سقوط آزاد از اواخر سال ۲۰۰۹ آغاز شد، زمانی که دیزنی تصمیم گرفت تمام مارول را بخرد و دنیای سینمایی مارول (MCU) را به حرکت درآورد. این قمار تجاری موفقیتآمیز بود و اشتهای دیزنی را باز کرد. قدم بعدی؟ خرید لوکاسفیلم. این هم موفقیتآمیز بود و پول پارو کرد. پس دیزنی تصمیم گرفت تعارف را کنار بگذارد و کل بساط را یکجا ببلعد: فاکس قرن بیستم، استودیویی با صد سال سابقه درخشان، یکشبه به زیرمجموعهای از امپراتوری میکی ماوس تبدیل شد. اما این پایان ماجرا نبود. تراژدی واقعی زمانی رخ داد که برادران وارنر و دیسکاوری در هم آمیختند و دیستوپیایی وحشتناک از پاکسازی پروژهها و نفرت از فیلم را به رهبری دیوید زاسلاو، مدیرعاملی که اکنون به شدت مورد انتقاد است، رقم زدند. سپس اسکایدنس و پارامونت وارد این بازی شدند. بسیاری از این ادغامهای سراسیمه و وحشتزده، تنها برای یک هدف انجام شد: مبارزه با ظهور استریمینگ و پسلرزههای جنگهای پلتفرمی. به گزارش ویجیاتو، این دیگر بر کسی پوشیده نیست که مدیران عامل استودیوها عاشق فیلم نیستند، اما در سالهای اخیر، آنها بسیار بیرحمتر شدهاند. نتیجه مستقیم این بیرحمی، محو شدن هنر است. باید اذعان کرد که چندین شرکت بزرگ با تسلیم شدن در برابر فشارهای سیاسی و حل و فصل دعاوی حقوقی مشکوک، عملاً زانو زدهاند تا بقای خود را تضمین کنند. استودیوها تحت تهدید هستند و ثابت کردهاند که برای زنده ماندن حاضرند هر کاری بکنند. آنها حتی خوشحال به نظر میرسند که کسبوکارهای صدساله را اوراق کنند، اگر این کار برایشان یک دلار…









