نقد سریال «هزار و یک شب» با بازی هدیه تهرانی و پرویز پرستویی/ تصویر فراتر از قصه
فرارو- اخیرا ششمین قسمت از سریال «هزار و یک شب» به کارگردانی مصطفی کیایی از شبکه نمایش خانگی منتشر شده است. اثری که به جای روایت منسجم روی جلوههای بصری تکیه کرده است. به گزارش فرارو، در این سریال، افسانههای کهن در قالبی جدید روایت میشود و مناسبات روزمره ادامه پیدا میکند. اتصال میان مدرنیته و سنت از طریق تصویر برقرار میشود. قابهای تنگ، تاریک و ترکیب رنگهای سرد این اتصال را نشان میدهند. سریال با مجموع بازیگرانی ساخته شده که هر کدام به تنهایی برای موفقیت یک کافی هستند اگر به درستی استفاده شوند. «هزار و یک شب» پروداکشن عظیمی دارد که آن را از سایر آثار جدا میکند. به خصوص بخش اساطیری آن که دنیایی متفاوت از جهان افسانه را به تصویر میکشد. اسیر در زیبایی اما درونی نامعلوم پلانها وقتی تک تک نگاه میشوند، دیدنی و جذابند، صحنهها به درستی طراحیاند اما وقتی در کنار هم قرار میگیرند نتیجه اثری کند و کسل کننده است. سریال عملا روایت کندی دارد و سعی میکند مخاطب را در سکون و سکوت ماجرا درگیر کند، تلاشی که به نظر میرسد شکستخورده است. میتوان گفت سریال «هزار و یک شب» آنقدر درگیر فرم و فضاسازی شده که از محتوا غافل مانده است. دور از ذهن نیست بعد از شش قسمت از «هزار و یک شب» همچنان به دنبال فهمیدن انگیزهها و روابط کاراکترها باشید چرا که سریال هیچ اطلاعات درستی به مخاطب نمیدهد. در واقع سریال هنوز از ایده تهی است. همانگونه که در دنیای هزار و یک شب مخاطب با…
بلا تار (Béla Tarr)، فیلمساز مشهور گرجستانی درگذشت
اهمیت بلا تار همچنین در رادیکال بودن صداقت هنریاش است. او هیچگاه برای جلب مخاطب یا بازار، زبانش را ساده نکرد. او بعد از اسب تورین (۲۰۱۱) دیگر فیلم بلندی نساخت. معتقد بود آنچه را باید میگفته، گفته است. بلا تار (Béla Tarr) یکی از مهمترین فیلمسازان سینمای مدرن که زبان سینما را بازتعریف دوباره کرده بود، در گذشت. در واقع این کارگردان مجارستانی، سینما را از «داستانگویی سرگرمکننده» به تجربهای فلسفی از زمان، رنج و زیستن تبدیل میکند. یکی از شاخصههای اصلی سینمای بلا تار، پلانهای بسیار بلند و حرکتهای آرام دوربین بود.در فیلمهای او، زمان فشرده یا حذف نمیشود، بلکه سنگینیاش حس میشود. تماشاگر نمیتواند فرار کند؛ باید صبر کند، نگاه کند و رنج را تجربه کند. این رویکرد، سینمای او را در تضاد کامل با سینمای سریع و مصرفی معاصر قرار میدهد. بلا تار فیلمساز زوال، بنبست و فروپاشی اخلاقی بود. جهان فیلمهای او ـ مثل تانگوی شیطان، اسب تورین یا نفرین ـ جهانی است که امید در آن کمرنگ و حرکت به سوی پایان اجتنابناپذیر است. انسانها در این جهان اغلب ناتوان، گرفتار تکرار و اسیر ساختارهای فاسدند. اهمیت بلا تار همچنین در رادیکال بودن صداقت هنریاش است. او هیچگاه برای جلب مخاطب یا بازار، زبانش را ساده نکرد. او بعد از اسب تورین (۲۰۱۱) دیگر فیلم بلندی نساخت. معتقد بود آنچه را باید میگفته، گفته است. منبع: فرهیختگان
توضیحات تهیهکننده سریال «کارآگاه علوی3» درباره دلایل انتخاب بهنام تشکر برای نقش کارآگاه
تهیهکننده فصل سوم «کارآگاه علوی» گفته که بهنام تشکر در قالب کارآگاهی مشابه شرلوک هلمز ایفای نقش میکند. هوشمندی این کارآگاه بیشتر از فصلهای قبل است و معماهای پیچیدهتری را حل میکند. به گفته این تهیهکننده، کارآگاه علوی در فصل جدید بازنشسته شده و در یک کتابفروشی مشغول به کار است و تشکر هم نقش برادرزاده او را دارد. پرویز امیری تهیهکننده سریال «کارآگاه علوی» گفته که ماجراهای این قسمت در 26 قسمت روایت میشود و متعلق به دوره اشغال ایران در دهه بیست است. به گزارش مهر، پرویز امیری گفته است که در انتخاب بهنام تشکر برای نقش کارآگاه، هم به قد و قواره و شباهت او به کارآگاه دقت کردهاند و هم به شاخته شده بودنش نزد مخاطبان. به گفته این تهیهکننده، کارآگاه در این فصل هوشمندی بیشتری دارد و معماهای پیچیدهتری را حل میکند و به کاراکتر شرلوک هلمز شبیه است. از نظر او این ویژگی در کاراکتر و جنس بازی بهنام تشکر وجود دارد. طبق گفته امیری، کارآگاه علوی با بازی احمد نجفی، عموی تشکر است و حالا بازنشسته شده و یک کتابفروشی باز کرده است. برادرزادهاش که کارآگاه فعلی است برای پروندههای پیچیده به او مراجعه و از راهنماییهای او استفاده میکند. تصویربرداری این مجموعه 26 قسمتی احتمالاً تا اوایل سال آینده طول میکشد.









